
سلامت میکنم ای عشق تو ای اوای پرشورم ولی افسوس مدتهاست ازاغوش تو من دورم میان من و تو اری حصار سنگی سردیست و در اعماق قلب من چه سوزان اتش دردیست صدای روح غمگینم نوای اه و بیداریست سه تار قلب مسکینم شکسته از نوا خالیست صدایم خالی از احساس نگاهم خسته و غمگین دلم از غصه پژمرده شده دیوانه این مسکین به هرجاو هرسو من نگاهم میرود باری به جز تو من نمییابم صنم من،مهربان یاری ...
ادامه مطلب